|
سیاست ما عین دیانت و دیانت ما عین سیاست بعد از شهداء چه کرده ایم؟
|
((شهادت را نه در جنگ،در مبارزه می دهند،ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم،غافل که شهادت را جز به اهل درد نمیدهند.))
بسم الله با استعانت از پروردگار متعال و با الگو گیری از فرهنگ شهدا،این وبلاگ را آغاز میکنم،اینجا را محلی برای دلنوشته های خود میدانم،دلنوشته هایی که همه اش ناشی از درد است،دردهایی که سالیان مدیدیست در دلم تلمبار شده اند،خوب میدانم شاید گوش شنوایی و چشم بینایی برای دیدن و شنیدن مطالبم پیدا نکنم ولی اینکه خدا بر اعمالمان و گفتارمان ناظر است برایم قوت قلب است.چون میدانم خدا میبیند.... (عین الله الناظره) در این وبلاگ شاید درددلهایم به برجک خیلی ها بربخورد و خیلی ها از حرفهایم ناراحت شوند ولی هدف حقیر بیان واقعیات و زنده نگهداشتن یاد شهداء است،اگر قابل باشم و بتوانم راه شهداء را ادامه دهم یقین میدانم مقصد این راه فقط و فقط به خدا ختم میشود.شهداء این هنر را پیدا کردند تا همه چیز را با خدا معامله کنند ،و خوب میدانستند که طرف معامله یشان همه چیز را نقد و با بالاترین قیمتها میخرد. از خداوند متعال عاجزانه میخواهم تا توفیقی عنایت نماید تا هر چند ناچیز ولی قدمی در مسیر شهداء بر دارم. انشاءالله اللهم ارزقنا شهادة في سبيلك
[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 12:19 ] [ فدائی اسلام ]
[ ]
بسم الله رسيدن به خدا در اعماق زمين!
مقني بود،چاه و قنات ميكَند،ابزار كارش يك بيل و كلنگ كوچكي بود ،ساعتها در اعماق زمين چاه ها و قنات هاي فراواني را براي رسيدن به آب حفر ميكرد،يك روز رفتم پيشش،از او پرسيدم از اين ضربات و حركات تكراري ، كلنگ زدن براين خاك خسته نميشوي؟برايت ملال اور نيست؟ پاسخ او مثل رعد و برق بود برايم!،گفت :شوق رسيدن به آب اين ضربات تكراري را برايم قابل تحمل ميكند!،وقتي هم كه به آب رسيدم به دنبال استفاده از هستم،... نماز خواندن ها و عبادت ها هم حالتي مثل كلنگ زدن اين چاه كن دارد،به ظاهر تكراري هستند،حركات و اذكاري كه يك عمر تكرار ميشوند، ولي شوق رسيدن به خدا باطن اين تكرارها را عوض ميكند،يك نشاط و روحيه ي تازگي در اين روزمرگي ها ميدمد!،وقتي هم كه به خدا رسيد،تازه كارش براي لذت بردن از خدا شروع ميشود!
آنهايي كه در روزمرگي نماز و تكراري بودن عبادات گير كرده اند هرگز از لذت رسيدن به آب بهره نخواهند برد!،يك چاه كَن وقتي به اب نرسيد مسيرش را عوض ميكند!،چاه كَن ها در عمق زمين اگر كوچكترين نَم و رگه اي از آب را ببينند با ولع وصف ناپذيري دنبال ان را ميگيرند...! اللهم ارزقنا شهادة في سبيلك
[ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ] [ 12:13 ] [ فدائی اسلام ]
[ ]
بسم الله رابطه ي كاشي كار و ايمان به خدا
هميشه در ذهنم سوال بود كه چطور اينهمه كاشي بدون خطا و كج بودن كاملا صاف و دقيق روي هم چيده ميشوند،دوست كاشي كاري داشتم كه در كارش استاد ماهري بود،يك روز رفتم سركارش تا هم احوالي از او بپرسم و هم براي سوالم پاسخي پيدا بكنم،پاسخي كه مرا به خيلي فراتر از كاشي كاري رساند!. از استاد كاشي كار پرسيدم چطور اينهمه كاشي روي هم چيده شده ولي اصلا هيچ انحرافي بينشان ديده نميشود،نمايشان صاف است و زيبا ،!
استاد گفت:اين تراز و شاقول ابزار دست من است،براي تك تك اين كاشي اين تراز را ميگذارم و انحرافاتشان را اصلاح ميكنم،اين را كه گفت ياد حديث بسيار زيبا و سنگين مولاي غريب علي عليه السلام افتادم كه ميفرمايد: حق را بشناسيد و مردم را از روي حق بسنجيد،حق را بشناس تا اهل آن را بشناسي... رابطه ي دينداري و مسلماني با خدا دقيقا رابطه ي كاشي با تراز است،اگر بخواهيم دورنماي پرونده ي اعمالمان مثل همان كاشي ها زيبا و منظم باشد بايد براي تك تك اعمالمان از تراز ايمان و حق بهره بگيريم،بايد تك تك،سلام كردنها،ره رفتن ها،درس خواندن ها،نماز خواندن،غذا خوردن ها و حتي فكر كردن ها و تمام اعمالمان را با تراز و خط كش خدا بسنجيم،هر كاري ترازش درست تر باشد به همان اندازه از انحراف مصون است،اعمال فقط با تراز خدا سنجيده ميشوند،هر عملي به تراز خدا نزديكتر باشد به همان اندازه خالص تر است... امام صادق عليه السلام: دنيا براي انسانهاي متعالي كلاس درس است،يا ياد ميدهند يا ياد ميگيرند! اللهم ارزقنا شهادة في سبيلك
[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 20:21 ] [ فدائی اسلام ]
[ ]
بسم الله چفيه،نماد مبارزه است يا...؟
يادمان نميرود موقعي را كه رهبري چفيه اي را بر شانه انداختند تا نمادي شود براي انهايي كه ميخواستند مواضع انقلاب را بيشتر بدانند،چفيه براي انهايي كه در جنگ بودند نماد مبارزه بود،چفيه ياداور روزهاي حماسه و ايثار بود،يادآور روزهايي كه چفيه هم سجاده ي نماز بود، و هم سفره ي غذا،هم با ان زخم هاي رزمندگان را مي بستند و هم ماسك شيميايي بود برايشان،در كل چفيه پلاك شناسايي بود براي انهايي كه ميخواستند در ميدان جنگ و مبارزه حاضر شوند. رهبر معظم انقلاب پس از اتمام جنگ تحميلي چفيه را بر گردن انداختند تا به همه ي ما و همه ي دشمنان بفهمانند كه جنگ ما هنوز ادامه دارد،جنگي كه حق در مقابل باطل ايستاده است.چفيه از اين به بعد نمادي شد براي انهايي كه ميخواهند در ميدان مبارزه حاضر شوند،چفيه نماد بسيج است،نماد ايثار و فداكاري و نمادشهادت طلبي... اما ما در طول تاريخ هميشه و در هر مقطعي مبتلا به افراط ،تفريط بوديم و خواهيم بود!،وقتي در مراسمات همين چفيه ي اقا را ميخواهند بين مردم تقسيم كنند چنان يكديگر را هل ميدهند كه باعث مجروحيت چند نفر ميشود،اين صحنه مرا به ياد حرم مطهر امام رضا مي اندازد،موقعي را مردم يكديگر را هل ميدهند و به همديگر آسيب ميزنند تا بتوانند دستشان را به ضريح برسانند!،نميدانم چرا هميشه ما از آن ور بام ميافتيم!،نميدانم چرا برخي از اين ولايتمدارها اينقدر افراطي گري ميكنند كه حاضرند بغل دستيشان را به اذيت بندازند تا خودشان بتوانند يك چفيه را ازآن خود بكنند!؟، ايا يك ولايتمدار بايد دنبال عمل به حرفهاي ولي فقيه باشد يا اينكه سر و دست بشكند براي گرفتن چفيه ولي فقيه؟ولايت مداري به داشتن چفيه نيست،ولايت مداري به داشتن عشق رهبري و اطاعت از دستورات رهبري است.داشتن چفيه ي كه بر شانه هاي رهبري بوده خوب است،تبرك است،ولي به چه قيمتي؟به قيمت اذيت كردن اطرافيان؟ ما هرگز فراموش نخواهيم كه دوران حماسه و ايثار را، دوراني كه در آن رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس چه فداكاري ها كه نميكردند،خودشان آب نميخوردند ولي قمقمه ي آب را دو دستي تقديم ديگر همرزمانشان ميكردند!،برخي از ما مسير را اشتباهي ميرويم!، چون شناخت خوبي از مسير نداريم هر چقدر هم كه در بيراهه ها جلوتر ميرويم اشتباها" احساس رضايت بيشتري ما را فرا ميگيرد!. افراط و تفريط هميشه بلاي جان مسلمين بوده و است،چفيه يك تكه پارچه است،مثل همان تكه كاغذ سفيد، كاغذ سفيد بي ارزش است،ولي وقتي روي همان كاغذ كلام خدا را مي نگارند احترامش واجب ميشود.ما بايد مو به مو بيانات و تفكرات رهبر معظم انقلاب را مطالعه بكنيم و در راستاي عمل به انها و ترويج انها از هيچ تلاشي دريغ نكنيم،افكار را بايد درست كرد،باطن و سرشت را بايد همسو با رهبري كرد،باطن كه درست شد ظاهر هم درست ميشود،وگرنه ظاهر درست با باطني نادرست چيزي شبيه به نفاق است!. اللهم ارزقنا شهادة في سبيلك
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:2 ] [ فدائی اسلام ]
[ ]
بسم الله صداي استعمار از اين نزديكي ها مي ايد! استعمار يعني مكيدن خون، خون را به شيشه كردن،داخلي و خارجي هم ندارد،ديندار و بي دين هم ندارد،وقتي كه غافل باشي چنگالهاي استعمار گريبانت را فشار خواهند، آنقدر فشار ميدهند تا خفه شوي!،در سابق استعمارها صورت مشخص و ساده اي را داشتند ولي اكنون چون جهالت ها صورت مدرن به خود گرفته اند به همين خاطر هم راههاي استعمار هم پيشرفته تر و پيچيده تر شده اند.در گذشته نفت، قند، شكر، پارچه،تنباكو و ... را استعمار ميكردند ولي امروزه تفكرات و انديشه ها را استعمار ميكنند،طوري كه ميشوي يك ادم اهني و هر چه دستور بدهند مجبوري اطاعت كني! چند روزي نيست كه از شهادت متفكر و علامه ي شهيد مرتضي مطهري نمي گذرد،لازم دانستم صفحه اي ديگر از تفكراتش را در مورد استعمار ورق بزنيم.تفكراتي كه هنوز هم بوي تازگي ميدهد!.اگر مطهري هنز هم غريب مانده ظلم كرده ايم در حقش! نظر علامه ي شهيد استاد مطهري : به جز چند كشور، تمام كشورهاي مسلمان جزء عقب مانده ترين در دنيا هستند.هم در علم،در اخلاق،در انسانيت، و در معنويت هم عقب هستند،مفهوم اين يعني اينكه يا اسلام دين عقب برنده است يا ما به اصل دين عمل نميكنيم.توحيد،امامت،صبر،زهد و تقوا را عمل ميكنيم ولي از مفهومش مطلع نيستيم. به جرأت ميتوان گفت، از چهار تا مسئله ي فروع،آنهم در عبادت و چند تايي هم از معاملات،از اينها كه بگذريم ديگر فكر درستي درباره ي دين نداريم!.سياستهاي حاكم برجهان ميخواهد كه نه اسلام بميرد و نه زنده شود.بلوك شرق در اين فكر هستند كه اسلام را از بيخ بكنند ولي بلوك غرب ميخواهد اسلام را نيمه جان و نيمه مرده نگه دارد.
مثال حشره اي كه از زنبور كوچكتر و از مگس بزرگتر است.اين حشره كرمي را پيدا ميكند.عصب او را نيش ميزند.به طوري كه نه بميرد و نه حركت كند، بي حس بماند.روي ان تخم ميگذارد.قبل از انكه نوزادان بيرون بيايند حشره ميميرد.نوزادان از همان كرم تغذيه ميكنند.در واقع نسل قبلي نسل بعدي را نميبيند ولي اين روال ادامه دارد.
اين يعني استعمار،و متاسفانه كشورهاي اسلامي دچار چنين استعماري هستند،فقير ترين كشورها،بي سوادترين كشورها، بيمارترين كشورها،و بي اخلاق ترين كشورها امروز در تمام جهان كشورهاي مسلمان هستند.و اين حاصل همان رفتار استعمار گران است. لنين گفته كه دين ترياك جامعه است و فيلسوف ديگري نقل ميكند كه دين، انقلاب ضعفا عليه ابرمردهاست.حالا كداميك درست است؟دين وسيله ي بي حسي است يا انقلاب و جنبش؟هر دو تا درست است.دين زندگي است و حركت،منتهي كدام دين؟آن ديني كه پيغمبران آوردند.در عين حال دين ترياك جامعه نيز هست منتهي كدام دين؟ آن ديني كه امروز ما ساخته ايم! حديث معروفي در مورد بدعتها:اصول كافي،ج1/ص54 إذا ظهرت البدع فعلي العالم أن يظهر علمه والا فعليه لعنه الله ((اگر بدعتها پيدا شود،اگر بدعت بر مردم ظاهر شود.بر داناست كه اظهار بكند و بگويد.وظيفه ي احياي دين در درجه ي اول بر عهده ي طبقه ي علماست)) اللهم ارزقنا شهاده في سبيلك!
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:32 ] [ فدائی اسلام ]
[ ]
|
ثبت لینک |
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |